بسیاری از بازاریابان تمایل دارند که میزان ترافیک سایت تعداد کلیکها و تعداد ورود به صفحههای وبسایت برند خود را افزایش دهند. اما بهینه سازی این موارد به تنهایی سودی برای شما ندارد. شما باید از ترافیک موجود یک وب سایت استفاده کنید. و آنها را به سمت هدفی که از قبل مشخص نمودید، هدایت کنید و نرخ تبدیل سایت خود را افزایش دهید. Cro به ما کمک میکند همان چیزی را بسازیم و جوری معرفی کنیم که مارکت میخواد و همواره این فرآیند را تست و تکرار کنیم.
نرخ تبدیل وب سایت زبان ساده
اگه ۵۰۰ نفر از کاربران به صفحه محصولی رو ببینن و ۱۰ نفر از آنها محصول رو خریداری کنند نرخ تبدیل (Conversion Rate) برای خرید محصول مورد نظر ۲٪ میشه (۱۰نفر تقسیم بر ۵۰۰ نفر). کاربران در سایت یا اپلیکیشن شما وقتی از قسمتی به قسمت دیگه حرکت میکنن در هر مرحله نرخ تبدیلی اتفاقی میافته. با افزایش این نرخهای تبدیل و برطرف کردن موانعی که هنگام تعامل با سایتتون مواجه میشن، استفاده از ترافیک کاربران ورودی رو میشه بهینه تر کرد.
فرآیند تبدیل بازدیدکنندگان سایت به مشتری
به فرآیندی که باعث افزایش درصد نرخ تبدیل در قسمتهای مختلف سایت یا اپلیکیشن میشه بهینه سازی نرخ تبدیل (Conversion Rate Optimization) یا cro میگن. به نظر من این تخصص ترکیبی از تخصصهای طراحی تجربه کاربری و دیجیتال مارکتینگه. پنل آنالیتکس شما پر از اطلاعاتیه که اگه تبدیل به بینش تصمیم گیری بشه در کسبوکارتون انقلابی به پا میشه.
بعنوان مثال اگه نرخ تبدیل ویزیتور به خریدار سایت فروشگاهی شما از ۱٪ به ۲٪ درصد افزایش پیدا کنه، میزان درآمد شما هم دو برابر میشه. ولی چجوری؟ با تکیه بر دیتا، بجای نظرهای شخصیمون. ما اول باید تحقیق و ارزیابی کنیم و اطلاعات بدست بیاریم، مشکلات و مواردی که نیاز به بهبود دارن رو شناسایی کنیم، برای رفع این موانع فرضیه طراحی کنیم، فرضیههامون رو تست کنیم و در آخر نتیجه تست رو بر اساس اهداف کسبوکارمون آنالیز کنیم و تصمیم بگیریم ( و دوباره تکرار این چرخه). درواقع قبل از هر کاری باید بفهمیم که مشکل کار ما کجاست.
بهینهسازی نرخ تبدیل (Conversion Rate Optimization)
برای آنکه یک فرد عادی را در قیف بازاریابی حرکت دهید و او را به یک مشتری واقعی برای برند خود تبدیل کنید. باید ابتدا آن فرد را lead کنید و سپس، lead های تولیدی را پرورش دهید تا به مشتری تبدیل شوند. بسیاری از برندها برای این کار یک وبسایت با صفحات فرود مختلف طراحی میکنند. تبدیل بازدیدکنندگان به مشتری، در هر کدام از صفحات فرود مانند صفحات قیمتگذاری محصولات، خرید یک محصول، بلاگ و … میتواند اتفاق افتد.

بهعنوان یک بازاریاب وظیفه شما این است که فرآیند تبدیل یک فرد عادی به مشتری را تسریع و تسهیل کنید. بهینهسازی نرخ تبدیل مخاطبان وبسایت یک برند میتواند فرصت خوبی برای بازاریابان آن برند باشد تا بتوانند بیشتر بر مخاطبان خود تأثیرگذار باشند و آنها را به مشتری وفادار خود تبدیل کنند. بهینهسازی نرخ تبدیل به این معناست که از تعداد فعلی مخاطبان خود بتوانید تعداد lead و مشتری بیشتری تولید کنید.
چه زمانی باید بهینهسازی نرخ تبدیل سایت انجام دهیم؟
هنگامیکه تیم بازاریابی برند شما شروع به تولید lead میکند، باید به بهبود نرخ تبدیل مخاطبان خود به lead فکر کنید و در نهایت باید بتوانید leadهای تولیدشده را پرورش دهید و تعداد بیشتری از آنها را به مشتریان خود تبدیل کنید.
بهعنوان نمونه فرض کنید که وبسایت شما ۱۰هزار بازدیدکننده در ماه دارد که نرخ تبدیل بازدیدکنندگان به lead و نر خ تبدیل lead به مشتری هرکدام ۱٪ است. اگر شما بخواهید نرخ تبدیل وب سایت خود را بهبود دهید و آن را دوبرابر کنید. با افزایش تعداد بازدیدکنندگان خود نمیتوانید انتظار داشته باشید که نرخ تبدیل سایت را افزایش دهید. بلکه باید تدابیری بیندیشید که از همین ترافیک موجود بتوانید تعداد lead و مشتری جدید بیشتری تولید کنید. بنابراین، افزایش تعداد بازدیدکنندگان یک وب سایت معیار درستی از سنجش عملکرد یک وب سایت نیست.
اهمیت قسمتبندی کاربران یا بخشبندی (Segmentation)
کاربران شما هدفها و نیازهای متفاوتی از یکدیگر دارن و برای مشاهده اتفاقاتی که با حضورشون در هر لحظه در این سیستم میفته باید به گروههای کوچکتر تقسیمبندی شن. کاربران رو از سه جهت میشه در پنل آنالیتیکس تقسیم بندی کرد:
۱.کانال ورودی (Source): فرض کنید شما صفحه ورودی طراحی میکنید و از طریق کانالهای مختلف سعی در پروموت این صفحه دارید. مطمئنا رفتار کاربری که از طریق پست صفحه توییتر که برای اولین بار به سایت شما آمده با رفتار مشتری وفادار شما که از طریق اشتراک در خبرنامه ایمیلی به این صفحه رسیده متفاوت است. کاربرانی که داخل سایت میشن از همون لحظه اول باید با زدن برچسبی ترک بشند.
۲.رفتار (Behavior): کاربران چون که نیازهای متفاوتی دارند پس رفتار متفاوتی هم انجام میدهند. کاربری که در هفته چندبار به سایت شما سر میزند با کاربری که ماهی یک بار میاد فرق دارد و باید در گروهی جدا بررسی شود. کسی که در هر بار ورودش به سایت حداقل ۴ تا صفحه رو میبیند با کسی که فقط صفحه اصلی رو چک میکند هم به دلیل رفتار متفاوت باید در دستهای جدا مورد بررسی قرار گیرد. برای مثال نرخ تبدیل کاربران بازگشتی (Returning Visitor) به طور میانگین ۲ تا ۳ برابر از کاربر جدید بیشتر است.
۳.آورده (Outcome): آخرین و بهترین کاری که کاربر میتواند در زندگی کاربریش انجام دهد خرید محصول یا خدمات شماست. بر اساس نوع محصول انتخابی مشتری و یا حجم سبد خریدش میتواند در گروههای مختلفی قرار بگیرد. بعنوان مثال اگه شرکت شما تولیدکننده نرمافزارهای اداری باشد. و بخواد دورهای رو برای آموزش امور مالی برگزار کند اول باید گروه مشتریانی که محصول حسابداری رو قبلا خریداری نمودند مورد هدف قرار دهد.
خطاهای متداول در تحلیل نرخ تبدیل سایت
کمتعداد بودن افرادی که تبدیل شدند: ما هنگام مقایسه نرخ های تبدیل سایت ممکنه دچار اشتباه بشیم و از متداولترین اشتباهات میشه به تعداد کم افرادی که تبدیل شدند اشاره کرد. به عنوان مثال اگه دو محصول در سایت داریم و نرخ تبدیل افزودن به سبد خرید برای این دو محصول را نسبت به هم مقایسه کنیم باید برای هر کدام حداقل ۱۰۰نفر (یا بیشتر) تبدیل اتفاق افتاده باشد تا احتمال خطا در تحلیل کم بشه.
تغییرات فصلی: به عنوان مثال فروش محصولات مسافرتی مانند چادر و هدلایت در فصلهای سفر خیلی بیشتر از اوایل زمستان است و هنگام تحلیل باید به این تغییرات رفتار کاربر توجه کرد.
متفاوت بودن نرخ تبدیل در صنایع و محصولات مختلف : برای مثال محصول متداولی مثل جوراب نرخ تبدیل خیلی بیشتری از محصولی مانند خودرو داره. در کسبوکارهای b2b هم که معمولا سه مدل قیمتی ارزون، متوسط و گرون دارن نرخ تبدیل پلن با قیمت بیشتر اغلب از بقیه کمتره.
چرا باید استراتژی بهینه سازی نرخ تبدیل (CRO) را پیاده سازی کنیم ؟
بهینه سازی نرخ تبدیل سایت (CRO) یکی از ۵ روشی است که با استفاده از آنها میتوانید سود کسب و کار آنلاین خود را افزایش بدهید.
- اضافه کردن کانال جذب بازدیدکننده جدید
- کاهش هزینه هر کلیک در تبلیغات کلیکی
- افزایش حاشیه سود هر فروش
- کاهش هزینه های کلی کسب و کار
- بهینه سازی نرخ تبدیل
امروزه تحقیقات مختلف نشان میدهد که از میان ۵ روش فوق برای افزایش ROI، سرعت حرکت شرکت ها به سمت پیاده سازی استراتژی بهینه سازی نرخ تبدیل به شدت افزایش پیدا کرده است. شرکت های بزرگ مانند گوگل، فیسبوک و آمازون از استراتژی های بهینه سازی و افزایش نرخ تبدیل استفاده میکنند.
عوامل موثر در افزایش نرخ تبدیل سایت
در این قسمت به بررسی عواملی میپردازیم که در بهینهسازی نرخ تبدیل وبسایت شما نقش مهمی دارند:
فراخوان عمل یا Call To Action
از خودتان بپرسید آیا فراخوان عمل در وبسایتتان واضح است و به راحتی در دسترس بازدیدکنندگان قرار دارد؟ فراخوان عمل چیز عجیب و غریبی نیست. همان دکمهای است که در اکثر کمپینها، تبلیغات و صفحات اینترنتی میبیند. دکمههایی که قابل کلیک کردن هستند و داخل آنها متنی ترغیبکننده برای کلیک کردن نوشته شده است، مثل: “همین حالا کلیک کنید”، “همین حالا بخرید”، “همین حالا به من آموزش بده“، “رایگان عضو شوید”، “همین حالا رزرو کنید” و … .
ظاهر گرافیکی (UI):
آیا محتوای بصری و گرافیکی وبسایت شما مرتبط، منحصربفرد و جذاب است و در جای درستی قرار گرفته است؟ یا اینکه تعداد محتوای بصریتان بیش از حد است و بیشتر مزاحم است تا جذاب؟
تجربه کاربری (UX)
وبسایتتان را در نظر بگیرید. آیا بازدیدکنندگان به راحتی میتوانند در وبسایت شما به دنبال چیزی که میخواهند بگردند؟ اگر فروش اینترنتی دارید، آیا طی کردن مسیر خرید برایشان راحت است؟ برای تبدیلهایی که اندازه میگیرید، هر بازدیدکننده باید چند بار کلیک کند یا چند صفحه را پشت سر بگذارد؟ آیا وبسایت شما برای استفاده در موبایل مناسب است؟ وبسایتتان را طوری طراحی کنید که حرکت، جستجو، ثبت نام، اطلاعات تماس و پرداخت به راحتی در دسترس بازدیدکنندگان قرار بگیرد.
اعتمادسازی جهت افزایش نرخ تبدیل سایت
آیا بازدکنندگان در وبسایت شما احساس امنیت میکنند؟ میتوانند به وب سایتتان به عنوان یک سایت معتبر اعتماد کرده و حتی به شما پول بدهند؟
تولید محتوا جذاب و بهبود نرخ تبدیل
بخش مهمی از بهینهسازی نرخ تبدیل، مربوط به محتوای وبسایت شماست. از متن صفحات محصول و مقالات تا ویدیوهای آموزشی، تصاویر و…
افزایش نرخ تبدیل سایت با تایید اجتماعی
به نظر شما زمانی که کاربر میخواهد اقدام به خرید در سایت کند یا اصلا ایمیلش را در اختیارتان بگذارد. توانایی اعتماد به شما را دارد؟ یعنی اصول اعتمادسازی را به خوبی اجرا نمودید.
مطالب مرتبط
آخرین مطالب کتب
۴ معیار کلیدی برای انتخاب کارگزاری در بازار سرمایه ایران
اولین باری که میخواستم کارگزاری انتخاب کنم، اعتراف کنم بهتره… اصلا نمیدونستم دنبال چی میگردم. همه جا فقط دو تا چیز میشنیدم: «کارمزد کم» و «سامانه آنلاین سریع». نتیجه چی شد؟ رفتم سراغ یه کارگزاری که کارمزدش کمتر بود، پلتفرمش هم ظاهرش قشنگ بود، ولی دقیقا وسط بازار منفی یاد گرفتم که ظاهر قشنگ یعنی هیچ. سفارش ها گاهی موندگار میشد، پشتیبانی جواب نمیداد، واریز و برداشت ریالی تا دو روز معطل میشد. اونجا بود که فهمیدم معیارهای انتخاب کارگزاری…